یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی * پیشتر زانکه چو برگی ز میان برخیزم

ای بانوی بهار...

سلام خدا بر شما

و پدر شما و همسر شما و دو فرزند شما که اگر نبودید دنیا فقط یک فصل داشت و آن هم زمستانِ تاریک و ظلمانی...

آگاهید که ما شما را فقط از روی سیاهی روی سفیدی میشناسیم، از روی کاغذ و قلم، از روی احادیث شما...

از بچگی در گوشمان خوانده اند، در جسم و جانمان ریشه دوانده، الحمدلله...

مثلا اینکه فرموده بودید بهترین چیز برای زنان چیست...

اما جامعه خواهی نخواهی نقطه ی مقابل را از ما میخواهد...

از مایی که توکل و ایمانمان کمرنگ است

ما سعی میکنیم اما... شما هم دست یاری ما را برنگردانید، ای مادر خاندان کرم و لطف ...

پناهی جز چادر مقدس شما برایمان نمانده ... اغیثینی...

یا زهرا سلام الله علیها

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند؟

بر جای بدکاری چو من، یک دم نکوکاری کند؟


نوشته شده توسط برگی در باد در جمعه هشتم فروردین 1393





لیاقت ِ قلب

در روشنای شب ،

بند دلم که پاره شد ،

دانه های تسبیح فروریخت ،

و تـــــــو دوباره در گلهای سجاده ام پیــــــدا شــــدی....

+نوا



نوشته شده توسط برگی در باد در دوشنبه هجدهم آذر 1392





اللهم لک الحمد
روضه ها جون میگیرن ، راه میرن و حرف میزنن امسال...


وقتی شـهــــاب کوچولوی چهار ماهه رو بغل میکنم ، لالایی میخونم که بخوابه

وقتی برادرزاده های سه و چهار ساله ام میچسبن به پاهای عموشون که بغلشون کنه و ببردشون خونه اش...

وقتی بلند صدام میکنن عمــــــــه ....

"اللهم لک الحمد... حمد الشاکرین لک علی مصابهم ....

الحمد لله علی عظیم رزیتی"



نوشته شده توسط برگی در باد در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392





وقتی نه خواهری داشته باشی ،

نه دوستی ،

نه یاری ،

نه گوش محرمی...

اون وقته که اصوات تبدیل میشه به اشکات ،

و به جای دو لب ، از بین دو پلک فرود میان...



نوشته شده توسط برگی در باد در شنبه یازدهم آبان 1392





يا ايها الشهر المبارك...
چه خوبه كه برگشتيد....

من محتاج كمكتون بودم

فإني أشكو اليك...

از اين نفس نافرمان قلندر شده حرف گوش نكن!

از اين شياطيني كه اگه قلبمو دوره نكرده بودن، الان بايد ناظر ملكوت ميبودم!

از روزگاري كه ميپيچه لاي دست و پامو ميخورم زمين همش!

پراكنده گوييم رو ببخشيد...منظور فقط همين بود كه بگم :  

خوش امدين


نوشته شده توسط برگی در باد در چهارشنبه نوزدهم تیر 1392





هو النور
دلمو گرفته بودم دستم...
با سنباده ی شعبانیه افتاده بودم به جونش...
حالا نساب ، کی بساب؟
زمزمه میکردم :
هر که سابش بیش ، برقش بیشتر!

اما نه ، دستم درد میگیره و یه ذره برق هم...
نا امید میشم...
دلم میگه :
نور  ِ نگاه ِ پاک ِ قدسی ِ او باید باشه ، من چکاره ام؟

برگ نوشت :

تو دلم داد میزنم : من شـــــاکی ام ازتون! شــــاکی! مگه ما بچه شیعه های شناسنومه ای کی رو غیر از شماها داریم؟ کـــــــی؟

دلم میگه : بی محلی شون رو عشقه!

زده زیر آواز :

تـیــــــغ ترا

بوسه دهم

پا نکشم

سر بنهم

کز قضا

منتظر یک نگهم

یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...


نوشته شده توسط برگی در باد در سه شنبه یازدهم تیر 1392





سکوت او ، سکوت من
سکوت او :

نامه نوشت :

چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
مرا هوشی نماند از عشق و گوشی
که پند هوشمندان کار بندم
مجال صبر تنگ آمد به یک بار
حدیث عشق بر صحرا فکندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی ای خواجه پندم



چه جان‌ها در غمت فرسود و تن‌ها
نه تنها من اسیر و مستمندم



گر آوازم دهی من خفته در گور
برآساید روان دردمندم
سری دارم فدای خاک پایت
گر آسایش رسانی ور گزندم



برگ نوشت :

صد نامه فرســــتادم و آن شاه سواران      پـیـکی ندوانـیـد و ســــلامی نفرستاد

حافظ بادب باش که واخواســت نباشد       گـرشـاه پـیـامی به غـلامـی نفرستاد





.سکوت من

همین جا توی وبلاگستون هم ، وقتی یه سری آدما حرف دلتو میزنن ، سکوت مقدس تر میشه :

مثلا :

دارایی من؟!؟

منتظر




نوشته شده توسط برگی در باد در دوشنبه ششم خرداد 1392





انت الشافی

امشب بعد نماز گفتن دعای توسل هم هس...

منم مونده بودم توی دوراهی... برم ... بمونم....

خب من که تز صبح تا الان کوله ی روزیم پر شده ار گناه و منفجره ، برم بگم سلام امامم ، سلام آقا ، ... اصن روم میشه بگم من ماموم توئم امامم؟ بگم آقا العجل العجل... بیا اول گردن بیصاب منو بزن خب!

بعد یاد اون حدیثی افتادم که به مرد شزابخوار گفته شد که تحت هیچ شرایطی از ما رو پنهون نکنین...


امام جماعت گفت دو نفر ( هم سن و همکار خودم )خیلی محتاج دعان... اونام از اول دعا هم زار زدن تا آخرش

توفکر این بودم که چه مشکلی دارن؟ مثلا چی؟ ... مثلا مادرش سرطان داره... شایدم خودش...

ئــــــــــــــــــــــــه... وایستا... منم سرطان دارم کــــــــــــه! ریشه هاشو به همه جای روحم رسونده... پس چرا اینقد خوشحالو شادو خندانم؟ چرا زار نمیزنم؟ به چشمم و عقلم هم زده یعنی؟ 


برگ نوشت :

خوش خیمه ... شکستش میدم ان شاء الله


نوشته شده توسط برگی در باد در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392





عشق تو همیشه در فزون باد

نگـــون گــــــردی ای آسمـــــان

که خصمـــــی با آزادگــــان

پسندیـــــــــــــدی بر مجتبی (ع)

تو بیداد اهریمنان

سلیمانی شد بی نگین

ز سرداران ،  تنهــــــــــــــــــا تـــــــــرین ...


با صدای سوزناک بشنوید...

برگ نوشت:

خاله ام امسال رفته بود حج واجب

میگف دور تا دور بقیع یه دیوار بلند کشیدن

دیگه اصلا تو معلوم نیس

به نظرتون اگه یکی از دیوار بره بالا و بپره تو ، چیکارش میکنن؟

بر دیوانه حرجی هس؟

وقتی یه نگاه از دور رو هم از آدم میگیرن، جنون طبیعی محسوب نمیشه؟

هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان




جوونه رو از اون سر دنیا می کشونین ایران ، دستی و شخصی ، مسلمون میکنین... یه راهی نشون بدین که ایراد کارمو بفهمم...که  اندازه ی اون مسیحی لیاقت پیدا کنم خب...

نوشته شده توسط برگی در باد در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392





برای یک مخاطب خیلی خیلی خاص
نوشته شده توسط برگی در باد در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391





مطالب پیشین

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by bargydarbad
This Themplate By Theme-Designer.Com

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل من
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

.:: About ::.

بسم الله الرحمن الرحیم

که یکی هست و نیست جز او
""وحده لا اله الا هو""

می خوام آدمایی شبیه خودم پیدا کنم ...
تا با هم دست همدیگرو بگیریم و بالاتر بریم
ان شاء الله

و از بهترین دوستم ، کتاب خدا ، براتون بگم .
ربنا تقبل منا..






مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت
دیوانه ی عشق تو سر از پا نشناخت
هرکس به تو ره یافت ز خود گم گردید
آن کس که تورا شناخت خود را نشناخت


یک عمری همه دنبال کلید بهشت می گردند..دنبال گنج .. دنبال کیمیا .. دنبال راز و رمز سعادت .. ولی جایی دنبالش می گردند که نیست. کل قضیه خلاصه اش یک کلمه است. تو بگو کلید تو بگو رمز. آنقدر که می پیچانی پیچیده نیست. خداوند رمزش را در یک کلمه به موسی علیه السلام گفت. فرمود : *"محبت برای خاطر من. عداوت هم برای خاطر من."* دوست داشتن برای خاطر خدا. یعنی هر کس را خدا دوست دارد تو هم دوست بداری. یعنی ترازوی دلت بشود خدا. محبت برای خاطر خدا. نه برای چشم و ابرو و خط و خال. "نه حتی برای دل خودت". فقط برای خدا. اگر معیار و میزان محبت خدا باشد اگر قدرم نبینی باز هم می کنی ..اگر ناسپاسی هم ببینی باز هم عمل می کنی. آنهایی که در رفاقت وسط کار کم می آورند برای این است که به خاطر خدا نکردند وگرنه در این وادی هر چه بیشتر مبتلا شوی مقرب تری.

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من…
آری به یمن لطف شما خاک زر شود

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
تبیان
$$$باراک اوباما دات آی آر$$$
راسخون
&برای خاطر آیه ها&
اذن هشتم
اوقات شرعی
شهر حدیث
%"* من و چادرم *"%
جبهه و جنگ
سامانه آنلاین پرسش مذهبی
+*+*+&&&پایگاه مطالبه آرمانهای انقلاب از صدا و سیما&&&+*+*+
بیکران خدا
بیا ببین چه می کنیم
وسعت
یگانه امام علی علیه السلام
و خدایی که در این نزدیکیست
مبارک بیدل
حجاب
***نردبام آسمان***
سرباز مولا
پله پله تا خدا
مي خواهم با تو باشم **** ( نسیم بانو) ***
آرزو بر جوان عیب نیست (ایران عزیز)
ولایت مسلک ++(تسنیم خانم)++
تنافس (فاطمه جان)
اشعار انتظار(یه چشم به راه یه دلتنگ)
صراط حمید(ثنا خانوم گل)
آخرین دوران رنج
نــــــورالـــــــهــــــــدی
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی (نیی از نیستان)
بیکرانگی (سرگشته)
""حس غریب"" (سارای رئوفی عزیز)
.....من و خدا..... (مهسان جان)
تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند(دو خواهر گل : خدیجه و مائده)
*کبوتر رضوی*
مصباح الـــــــهــــــــدی
"*"صاحبدل"*"
روزهای زندگی من با یک طلبه
♥۞♥♥یه دنیا سوال ♥♥۞♥
سرناد(110)
اشاره نشانه ها (ساینای عزیز)
می باقی (آقا حامد)
دریای رحمت (آقا سالار)
رادمرد تاریخ (یاس خانوم)
سنگ فرش دل یک منتظر
شیما
$یک قدم تا خدا (م.س حسینی)$
تـــــــولـــدی نـــو
آینده ی سبز
خلوت ِ اُنس! (بانو)
دوستانه (دیبا جان)
عشق پاک (آقا رضا)
موسیقی سنتی ایرانی (سیدرضا شریفی)
لاهوتیان
بازماندگان...
سالک(بهارنارنج جان)
دل بی غش
طوبای محبت (غریبه آشنا)
قرآن و دنیای زیبای ما (ر.الف)
دربست تا بهشت (حوری جون)
تبرک عشق (چکاوک جان)
عاشقانه ای آرام با خدا ( مهسا جان)
آیین نامه ی بهشت (فاطمه جان)
و خدا عاشق ماست ... (علی اصغر رامشینی)
عروس فردا (سحر جان)
امانتداران (آرام جان)
طلوع آرامش در زندگی (آقا محمد رسول)
یا علی لایحبک الا مومن
.:عاشقانه تا خدا:.
سخن زنده
هو الرحمن (((م.سپهریِ عزیز)))
گمنام نام آور
سایه در خورشید (طاها)
زمانی برای اندیشیدن
با خود مرا تا اوج بر
دارم من از فراقت در دیده صد علامت ...رسته دلان
جمعه نویسی
یاداشت های یک طلبه بازیگوش
یادداشت های یک طلبه (م.ن)
ناصحون

.:: LinkDump ::.

یا مولا ...
شهید مالکوم شباز ، ادواردو آنیلی ثانی! اینبار در آمریکا
جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی
اسماعیلیه
ولنتاین ِ سرخ
""من و تاکسی"" یا "پس من کجا بشینم؟"
خانم‌های چادری، ایران را آندلس نکنید!
من اگه به جای دشمن بودم...
طومار دانشجویان ایرانی برای ارجاع پرونده آمریکا به شورای امنیت، شما هم امضا کنید
امیدبخش ترین آیه از دیدگاه امام علی (ع)
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.

.:: Archive ::.

فروردین 1393
آذر 1392
آبان 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
مرداد 1391
اردیبهشت 1391
بهمن 1390
ادامه ی آرشیو ماهانه